تبليغاتX
فرش
اموزشی
رمز آن چهل سال که ناگفته ماند
گفت و گو با استاد مهدی ئی در مورد قالی ایران


نادر داودی - واشنگتن پریزم

اصفهان

اکبر مهدی ئی بیش از چهل سال است، که به طراحی و نقاشی قالی در ایران مشغول می باشد. با لهجه شیرین اصفهانی به تخته می زند، و سنش را اعلام می کند: "۵٤ سال"! او از اساتید مسلم قالیبافی در مکتب اصفهان است. یکی از مهمترین مکاتب قالی بافی ایران، که قدمتی بس دیرینه دارد.

در مکتب اصفهان بندها گردش حلزونی دارند. همچنین دو گردش در نقوش با هم اتفاق می افتند، بندها بیشتر دیده می شوند، و گل ها ریز هستند. تعداد رنگ های انتخاب شده در قالی های اصفهان بسیار محدود می باشد. ضمن اینکه رنگ ها غالباٌ کرم و لاکی هستند
.

در این مکتب رنگ های طبیعی کم مصرف می شوند، و رنگ های شیمیایی دندانه ای بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.


در روستاهای اطراف اصفهان نیز، کم و بیش دارهای قالی وجود دارند. روی این دارها قالی و قالیچه های طرح شاه عباسی و سایر طرح های اصفهان بافته می شوند. رنگ های به کاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و روناس، قارا، اسپرک، گنده یا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گیاه دیگر بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.

استاد اکبر مهدی ئی می گوید: "فرش خوب را از طرح و نقش، بافت خوب، رنگ طبیعی که گرانتر است، اندازه مناسب، و نوآوری آن، می توان تشخیص داد. یک طرح خوب را می توان در ده ها رنگ اجرا کرد."

گره قالی های اصفهان فارسی بوده، و جفتی آن نیز کم نیست. رج شماری سنتی این قالی ٦۵ است، در حالی که استاندارد تبریز ۵٠ و مشهد ٤٢ می باشد. بنابراین گره های فرش اصفهان ریزتر، جزئیات نقش بیشتر، و ضخامت فرش کمتر است.

مهدی ئی خود برای طراحی قالی هایش، از دنیای پیرامون الهام می گیرد. کاری که برای یک اصفهانی که خانه اش در نیمی از جهان واقع شده است، چندان دشوار نیست.

@

وی می گوید: "قالی ایران توانایی های زیادی دارد، اما مدیریت ندارد." سپس به غنای هنرهای این سرزمین اشاره می کند، و مثال می زند: "در همدان ١۵۷٠ نوع طرح و نقش قالی وجود دارد. در هر گوشه ایران می توان موزه قالی برای همان محل افتتاح کرد." اما تاسف می خورد: "بانک اطلاعاتی نقشه های فرش در ایران وجود ندارد."

نقایص دیگری نیز هست! به طور مثال با وجود اینکه بندر هامبورگ هنوز هم یکی از مهمترین ارقام صادراتش قالی ایران است، اما در مورد صادرات فرش در ایران به مقیاس وزن صحبت می شود. در حالی که هر سانتی متر یک فرش صادراتی ارزش دارد. "اینطوری قالی متری ۵ میلیون تومان با فرش متری ٢٠٠ هزار تومان هم وزن هستند!"

مهدی ئی به نوع آوری هایی که قالی ایران را از اصالت و هویت می اندازد، اعتقادی ندارد.

او در این پیوند می گوید: "رضاه شاه وقتی دید سلیقه های مشتری ها بر کیفیت قالی تاثیر می گذارد، دستور تاسیس شرکت سهامی فرش را داد تا این کار به نظم درآید و سلیقه مشتری به هویت قالی ایرانی تحمیل نشود."
البته باید دید که آیا شرکت سهامی فرش در این هفتاد و چند سال به وظایف خود عمل کرده است، یا نه!

مهدی ئی به یاد می آورد که استادش مرحوم رستم، اصلا سبک قاجار را قبول نداشت. وی که اینک خود از اساتید مسلم این رشته می باشد، ٣٢ سال شاگردی آن بزرگوار را کرده که حتی "یک گل رز نیز نکشیده است. چون بعد از دوران زندیه را خارج می دانست. افشاریه را به زور قبول می کردند، و فقط تا صفویه را قبول داشتند."

در قرون سیزدهم و چهاردهم قالی بافی ایران به سطح بالایی از زیبایی و فناوری رسید. اما اوج این قالی بافی که آن را به رنسانس قالی ایرانی تشبیه می کنند، در دوران سلاطین صفوی و به ویژه شاه طهماسب اول و شاه عباس کبیر اتفاق افتاد. از این دوران حدود سه هزار تخته قالی استثنایی باقی مانده است، که در موزه های سراسر دنیا نگهداری می شود.

در آن دوران در اصفهان تعداد زیادی کارگاه وجود داشت، که در آنها قالی های زر بفت نیز بافته می ‌شدند. اصفهان در حمله افغان ها آسیب فراوان دید، و تعداد بسیاری از هنرمندان و صنعتگرانش را از دست داد. ولی پس از چندی توانست رونق اولیه خود را دوباره کسب کند. در زمان قاجاریه قالی بافی اصفهان دوباره احیاء شد.

@

مهدی ئی می گوید: «نیاز به علمی شدن فرش داریم. اساتیدی مثل مرحوم عیسی بهادری، مرحوم ارچنگ، مرحوم حاج مصورالملک، حاج میرزا آقا امامی، مرحوم رشتیان، و مرحوم شادمان فقط در دایره نقش های سنتی عمل می کردند، و رنگ ها را سلیقه ای به آن می افزودند. ما باید به صورت علمی ببینیم چقدر از اینها استفاده کرده ایم، و چه چیز به میراث آنها افزوده ایم."

به اعتقاد مهدی ئی ایران به تحقیق روزآمد در مورد مسائل فرش احتیاج دارد. زیرا تولید کنندگان قالی در مورد اندازه های مورد نیاز جهان، اطلاعات چندانی ندارند. وی در این پیوند می افزاید: "مردم دنیا ترجیح می دهند با قالی ایرانی بیعت کنند، به شرطی که ما هم اینطرف هنرمندانه برخورد کنیم.

خریدار خارجی گاه اطلاعاتش در مورد فرش ایرانی بیشتر از فروشنده است."
او می اندیشد که ایران با وجود همه تغییراتی که بازارهای جهانی کرده است، و علیرغم تمام رقابت ها "می تواند دو بال هنری و صنعتی قوی به قالی هدیه کند". پس بهتر است برای قالی ایران به جای بازاریابی، بازارسازی کنیم.

نظام تولید قالی از پائین به بالاست. اگر یک بافنده خوب عمل نکند، صادرکننده نیز فلج می شود. مهدی ئی معتقد است "کسی باید پای فرش را امضا کند که از تمام مراحل تولید، حداقل یک کار را خودش انجام دهد." و با کمی تامل ادامه می دهد: "نباید کاری کرد، که باب موزه های دنیا به روی قالی ایرانی بسته شود."

رمز آن چیست که یک نفر می تواند از ابتدای نوجوانی تا میانسالی چنین دل در گروی حرفه ای ببندد و عاشقانه با آن زندگی کند؟ پاسخ می دهد: "من شاگرد خوبی بوده ام. معتقدم از دانسته ها فقط آنچه را که به آن عمل می کنی، می دانی."

نادر داودی فتوژورنالیست و مستندساز مستقل، این مقاله را برای واشنگتن پریزم نوشته است

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:59  توسط نگارفرجام  | 

本文へジャンプ

اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن
  

ا
رمز آن چهل سال که ناگفته ماند
گفت و گو با استاد مهدی ئی در مورد قالی ایران


نادر داودی - واشنگتن پریزم

اصفهان

اکبر مهدی ئی بیش از چهل سال است، که به طراحی و نقاشی قالی در ایران مشغول می باشد. با لهجه شیرین اصفهانی به تخته می زند، و سنش را اعلام می کند: "۵٤ سال"! او از اساتید مسلم قالیبافی در مکتب اصفهان است. یکی از مهمترین مکاتب قالی بافی ایران، که قدمتی بس دیرینه دارد.

در مکتب اصفهان بندها گردش حلزونی دارند. همچنین دو گردش در نقوش با هم اتفاق می افتند، بندها بیشتر دیده می شوند، و گل ها ریز هستند. تعداد رنگ های انتخاب شده در قالی های اصفهان بسیار محدود می باشد. ضمن اینکه رنگ ها غالباٌ کرم و لاکی هستند
.

در این مکتب رنگ های طبیعی کم مصرف می شوند، و رنگ های شیمیایی دندانه ای بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.


در روستاهای اطراف اصفهان نیز، کم و بیش دارهای قالی وجود دارند. روی این دارها قالی و قالیچه های طرح شاه عباسی و سایر طرح های اصفهان بافته می شوند. رنگ های به کاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و روناس، قارا، اسپرک، گنده یا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گیاه دیگر بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.

استاد اکبر مهدی ئی می گوید: "فرش خوب را از طرح و نقش، بافت خوب، رنگ طبیعی که گرانتر است، اندازه مناسب، و نوآوری آن، می توان تشخیص داد. یک طرح خوب را می توان در ده ها رنگ اجرا کرد."

گره قالی های اصفهان فارسی بوده، و جفتی آن نیز کم نیست. رج شماری سنتی این قالی ٦۵ است، در حالی که استاندارد تبریز ۵٠ و مشهد ٤٢ می باشد. بنابراین گره های فرش اصفهان ریزتر، جزئیات نقش بیشتر، و ضخامت فرش کمتر است.

مهدی ئی خود برای طراحی قالی هایش، از دنیای پیرامون الهام می گیرد. کاری که برای یک اصفهانی که خانه اش در نیمی از جهان واقع شده است، چندان دشوار نیست.

@

وی می گوید: "قالی ایران توانایی های زیادی دارد، اما مدیریت ندارد." سپس به غنای هنرهای این سرزمین اشاره می کند، و مثال می زند: "در همدان ١۵۷٠ نوع طرح و نقش قالی وجود دارد. در هر گوشه ایران می توان موزه قالی برای همان محل افتتاح کرد." اما تاسف می خورد: "بانک اطلاعاتی نقشه های فرش در ایران وجود ندارد."

نقایص دیگری نیز هست! به طور مثال با وجود اینکه بندر هامبورگ هنوز هم یکی از مهمترین ارقام صادراتش قالی ایران است، اما در مورد صادرات فرش در ایران به مقیاس وزن صحبت می شود. در حالی که هر سانتی متر یک فرش صادراتی ارزش دارد. "اینطوری قالی متری ۵ میلیون تومان با فرش متری ٢٠٠ هزار تومان هم وزن هستند!"

مهدی ئی به نوع آوری هایی که قالی ایران را از اصالت و هویت می اندازد، اعتقادی ندارد.

او در این پیوند می گوید: "رضاه شاه وقتی دید سلیقه های مشتری ها بر کیفیت قالی تاثیر می گذارد، دستور تاسیس شرکت سهامی فرش را داد تا این کار به نظم درآید و سلیقه مشتری به هویت قالی ایرانی تحمیل نشود."
البته باید دید که آیا شرکت سهامی فرش در این هفتاد و چند سال به وظایف خود عمل کرده است، یا نه!

مهدی ئی به یاد می آورد که استادش مرحوم رستم، اصلا سبک قاجار را قبول نداشت. وی که اینک خود از اساتید مسلم این رشته می باشد، ٣٢ سال شاگردی آن بزرگوار را کرده که حتی "یک گل رز نیز نکشیده است. چون بعد از دوران زندیه را خارج می دانست. افشاریه را به زور قبول می کردند، و فقط تا صفویه را قبول داشتند."

در قرون سیزدهم و چهاردهم قالی بافی ایران به سطح بالایی از زیبایی و فناوری رسید. اما اوج این قالی بافی که آن را به رنسانس قالی ایرانی تشبیه می کنند، در دوران سلاطین صفوی و به ویژه شاه طهماسب اول و شاه عباس کبیر اتفاق افتاد. از این دوران حدود سه هزار تخته قالی استثنایی باقی مانده است، که در موزه های سراسر دنیا نگهداری می شود.

در آن دوران در اصفهان تعداد زیادی کارگاه وجود داشت، که در آنها قالی های زر بفت نیز بافته می ‌شدند. اصفهان در حمله افغان ها آسیب فراوان دید، و تعداد بسیاری از هنرمندان و صنعتگرانش را از دست داد. ولی پس از چندی توانست رونق اولیه خود را دوباره کسب کند. در زمان قاجاریه قالی بافی اصفهان دوباره احیاء شد.

@

مهدی ئی می گوید: «نیاز به علمی شدن فرش داریم. اساتیدی مثل مرحوم عیسی بهادری، مرحوم ارچنگ، مرحوم حاج مصورالملک، حاج میرزا آقا امامی، مرحوم رشتیان، و مرحوم شادمان فقط در دایره نقش های سنتی عمل می کردند، و رنگ ها را سلیقه ای به آن می افزودند. ما باید به صورت علمی ببینیم چقدر از اینها استفاده کرده ایم، و چه چیز به میراث آنها افزوده ایم."

به اعتقاد مهدی ئی ایران به تحقیق روزآمد در مورد مسائل فرش احتیاج دارد. زیرا تولید کنندگان قالی در مورد اندازه های مورد نیاز جهان، اطلاعات چندانی ندارند. وی در این پیوند می افزاید: "مردم دنیا ترجیح می دهند با قالی ایرانی بیعت کنند، به شرطی که ما هم اینطرف هنرمندانه برخورد کنیم.

خریدار خارجی گاه اطلاعاتش در مورد فرش ایرانی بیشتر از فروشنده است."
او می اندیشد که ایران با وجود همه تغییراتی که بازارهای جهانی کرده است، و علیرغم تمام رقابت ها "می تواند دو بال هنری و صنعتی قوی به قالی هدیه کند". پس بهتر است برای قالی ایران به جای بازاریابی، بازارسازی کنیم.

نظام تولید قالی از پائین به بالاست. اگر یک بافنده خوب عمل نکند، صادرکننده نیز فلج می شود. مهدی ئی معتقد است "کسی باید پای فرش را امضا کند که از تمام مراحل تولید، حداقل یک کار را خودش انجام دهد." و با کمی تامل ادامه می دهد: "نباید کاری کرد، که باب موزه های دنیا به روی قالی ایرانی بسته شود."

رمز آن چیست که یک نفر می تواند از ابتدای نوجوانی تا میانسالی چنین دل در گروی حرفه ای ببندد و عاشقانه با آن زندگی کند؟ پاسخ می دهد: "من شاگرد خوبی بوده ام. معتقدم از دانسته ها فقط آنچه را که به آن

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:57  توسط نگارفرجام  | 


فرش نائین، با کیفیتی که در بازارهای جهانی معروف است، از آن نوع فرشهایی نیست که استفاده از پشمهای ضخیم ایرانی در آنها امتیازی به حساب آید. پشم مصرفی در این فرشها از نوغ ظریف است و درصد بالایی از آن نوع پشمی است که به آن کرک گفته می شود. اما آنچه می توان در مورد پشم یا کرک مورد استفاده در این فرشها گفت، آنست که کلاً از پشم نو و خالص و از نظر ظرافت از حد استاندارد پشمهای ایرانی بالاتر است. فرش نائین از زمینه های نادر و مناسب کاربرد پشمهای ظریف غیرایرانی است. فرش نائین دارای گره فارسی و دو پود است. ساختار فرش متکی بر بافت و شرایط فنی حتی الامکان دقیق است. نقایص بافت از جمله کجی، سره، نزدن پود، دو دست شدن، چند رنگی، و غلط بافی در این فرش بسیار کم و کیفیت تولید در حد بالای استاندارد است. بدیهی است که در اینجا هنگامی که صحبت از فرش نائین می شود، نوعی فرش خاص مورد نظر است که از نظر بازارهای داخلی و جهانی، به عنوان یک فرش عالی ایرانی شهرت ویژه یی دارد و به آسانی می توان دریافت که کیفیت عالی بافت، که متضمن ثبات رنگ، ابعاد، استحکام، دوام و همچنین صحت و دقت در نقشه است، در این شهرت بی تأثیر نبوده است. دارها عموماً چوبی است و تلاش هایی برای تعدیل آنها به دارهای فلزی صورت گرفته است. روش نصب دار و شیوه ی چله کشی و پایین کشی فرش، مشابه مراکزی نظیر اصفهان و کاشان است و افرادی خاص درانجام این کارها مهارت و تجربه دارند. فرش هایی که درون منازل و عمدتاً به وسیله ی زنان بافته می شود، به دلیل طولانی بودن زمان بافت، فشار چندانی بر بافنده وارد نمی کند. پرداخت اولیه، ضمن بافت صورت می گیرد و پرداخت نهایی فرش هایی بالاتر از 160 جفت (گره) با دست انجام می شود. نائین یکی ازمراکز موفق بافت فرش های بزرگ پارچه با کیفیت خوب بوده است (شاید علت این امر استاندارد بودن نسبی نقشه هاست که باعث افزایش سرعت تولید می شود). اگر چه امروز تعداد این فرشها کم شده، ولی استفاده از دستگاههای مکانیکی پیشرفته برای شستشو، کز دادن (برای از بین بردن گره ها و پرزهای اضافی پشت فرش) و پرداخت، در مراحل تکمیل این فرش ها ضروری است. کار گاه های نائین، چه در مراحل بافت و چه در مراحل تکمیل، عموماً روشن و پر نور بوده و از نظر استاندارد مطلوب می باشند و این امر بی تردید از دلایل بالا بودن کیفیت فرش های تولیدی است. تار و پود فرشهای نائین از پنبه و پرز از ابریشم ولی ترکیب پشم و ابریشم است که معمولاً ابریشم سفید را در حاشیه نقوش فرش می بافند که به طرح حالت برجسته می بخشد. گره: فرشهای نائین با گره سنه بافته می شوند و تعداد آنها از سیصد هزار تا یک میلیون گره در هر متر مربع تغییر می کند. قالیهایی که برای مصرف خانواده ها به کار می رود مجموعاً ساختاری محکم و پرزهایی بلند دارد تا برای زیر پای افراد و خانواده دوام بیشتری داشته باشند و چون قالیهای نائین دارای پرزهایی کوتاهند، و اکثراً رنگهای روشن در آنها به کار رفته، برای مصرف خانواده ها کمتر مورد احتیاج است و بیشتر برای تزئین به کار می رود. خامه مورد مصرف در فرش نائین از کارخانه ی پشم هرند – شرق یزد، صنایع کرک کاشان و صنایع کاشان فراهم می آید و از نمره 8 تا 20 متریک در این فرش به کار می رود که نمره 20 آن در فرشهای ظریف نائینی مصرف می شود. نخهای مورد مصرف در چله ی فرش، از نوع چله ی موردمصرف در فرشهای اصفهان است و از اصفهان و کاشان تأمین می شود، علیرغم شهرت فرشهای ابریشم، فرش نائین بیشتر بر پنبه و پشم متکی است.     نوع فرش 6 لای فرش 9 لای بافت ابعاد تعداد جفت در عرض تعداد رگ در طول ابعاد تعداد جفت در عرض تعداد رگ در طول نائینی 120*2 1100 1500 30/1*30/2 800 1300 نائینی 80/1*80/2 1600 2600 80/1*80/2 1200 2200 نائینی 3*2 1800 2800 3*2 1300 2200 نائینی 5/3*5/2 2000 3000 5/3*5/2 1600 2600 نائینی 4*3 2700 3700 4*3 200 3000 نائینی 5/5*5/3 3000 4000 _____ _____ _____ نائینی 4*6 3500 5400 4*6 2400 2200     - طرحهای رایج براساس شواهد موجود، اولین طرحهای قالی منطقه نائین از اصفهان و بیشتر از تهران (مرکز هنرهای زیبا) به صورت مدادی تهیه شده و در نائین رنگ آمیزی می شد. البته هنر رنگ و نقطه نمودن نقشه قالی نیز توسط مردی به نام مدرسی که از یزد به نائین آمده و در ضمن اولین عکاسی این شهر نیز بود، به نائین راه یافته است. اصلی ترین طرح های مورد استفاده در فرش نائین طرح های شناخته شده یی نظیر شاه عباسی، لچک ترنج با استفاده از ترکیبات اسلیمی، ختایی و به طور کلی نقوشی است که با سنتی ترین طرح های ایرانی بستگی دارد. استفاده ی مناسب از طرح های سنتی همراه با رنگ آمیزی خاص فرش های نایین، هویتی خاص و جهانی برای این فرش ها تأمین کرده است. از نقوش سنتی دیگری که از آنها استفاده هایی هنرمندانه در فرش نائین شده است می توان به نقش گنبد (سقفی)، حاج خانمی، درختی، قابی، محرابی، محرمات، افشان، لچک ترنج و کتیبه یی و تاریخی اشاره کرد. با آن که کوچکی شهر و محدودیت و سابقه ی اندک تولید، مانع از آن است که از طراحی گسترده و طراحان صاحب نام و متعدد، نظیر آنچه در اصفهان و تبریز دیده می شود سراغ بگیریم، بایداذعان کنیم که تولید کنندگان و طراحان فرش نایین، زیباترین و دلپذیرترین موارد استفاده و بازسازی طرح های رایج در مناطق قالی بافی دیگر را برفرش خویش نشان داده اند. با این وصف برخی زمزمه های سال های اخیر، دایر بر یکنواخت بودن فرش های نایین، تولید کنندگان این فرش را بر آن داشت که به ایجاد برخی نوآوری ها و استفاده از نقوش متنوع تر دست بزنند، که از جمله ی آنها، علاوه بر استفاده ی بیشتر از نقوش سنتی، بافت فرش های کناره، دایره، شش گوش، و هشت گوش است. در غالب این طرح ها، ظرافت و پرکاری قلم طراحان نائینی، روح و هویت خاص فرش های نائین را تضمین کرده است. نتایج تحقیقات به عمل آمده نشان دهنده آن است که کلیه طرحهای مورد استفاده در بیشتر مناطق قالیبافی کشور (به استثنای طرحهای خاص برخی از مناطق) در نائین مورد استفاده بوده و معرفی تمامی طرحهای به کار رفته در فرش این منطقه، نیازمند معرفی غالب طرحهای مشخص قالیهای کشور می باشد. با این وجود طرحهای قالیهای نائین عمدتاً بصورت لچک و ترنج بوده و استعمال سایر طرحها کاربرد کمتری دارد. با توجه به طرح و نقش قالی های قدیمی موجود در نائین و اظهارات صاحبنظران می توان طرحهای اصیل فرش این منطقه را چنین برشمرد: لچک و ترنج، افشان، برگردان، ابری، ماهی درهم، خشتی، شکارگاه اژدری، پنجه گرگی، حاشیه حاج احمدی، قاب قلمدون، بند اسلیم، و از دیگر طرحهای جدیدتر مورد استفاده در این منطقه می توان از: طرحهای مهندسی و گنبدی، قاب درختی، بته جقه، گل فرنگ و نقشه غلط نام برد. لکن با وجود تمامی نقوش مذکور، مهمترین و اصلی ترین طرح مورد استفاده در این شهرستان همان لچک و ترنج بوده و از تنوع بسیار بالایی برخوردار است و اصولاً فرش نائین به لچک و ترنج شناخته شده است. شاید به دلیل استفاده شدید از این قالب باشد که قالی این منطقه به عنوان فرش زیر پایی معروف شده است. در بررسی نقوش مختلف به کار رفته در قالی نائین به نتایج زیر می رسیم: 1. تمایل شدید به سوی طبیعت و گل و گیاه: در قالی این منطقه استفاده از نقوش ختائی و شاه عباسی و گل و برگهای طبیعی به وفور دیده می شود. و این دلیل جغرافیای کویری منطقه و عدم دسترسی به چنین زیبای هایی در طبیعت اطراف باشد. چنانکه در تاریخ و هنر جهان نیز شاهدیم که بشر آنچه را که در آرزوی آن است در قالب هنر وارد محیط زندگی خود می نماید. موضوع مستتر در سراسر آنها مفهوم دیرینه باروری است، و همه عناصر از وفور بازتاب طبیعت و یک باروری حکایت می کنند که در باغ سر سبز، یا در باغ بهشت ممکن است یافت شود. این همان چیزی است که سرزمین نیمه خشک ایران در آرزوی آن بسر می برد. اگر چه بندرت به آن دست می یابد. چنین نمادی در یک شهر کویری مانند نائین، که در سر حد بقاء وتهدید حرارت صحرایی داغ و بی حاصل بوده است، معنایی بس گیرا بخود می گیرد. 2.  عدم تمایل به شمایلگری: یکی از مشخصات اساسی نقوش قالی نائین عدم تمایل آن به سوی شمالیگری است. در نمونه های بسیار نادری نیز که هم اکنون دیده میشود، ضعف شدید در کار تمام شده، موجب عدم تمایل به ادامه این کار شده و این در شرایطی است که درمناطق همجوار این منطقه، مراکز چهره بافی چون اصفهان وجود دارد. در پاسخ دلیل این مطلب به نتایج زیر دست یافته ایم. 1. 2) وجود محدودیت شدید رنگی در رنگ بندی قالی نائین: بافت چهره نیاز به تنوع رنگی بسیار بالا و حساسی دارد و این در شرایطی است که ترکیب رنگ قالی نائین از مدویت خاصی برخوردار است. 2. 2) عدم توانایی تکنیک بافت منطقه: تنها گره مورد استفاده در این منطقه نامتقارن، آنهم عمدتاً بصورت جفتی بافی است، در صورتیکه می دانیم برای بافت چهره نیاز به استفاده از چندین نوع گره و تکنیک مختلف بافت جدید ایجاد ظرافتهای موجود در فرم و رنگ چهره می باشد. 3. 2) عدم وجود برنامه و یا آموزشهای لازم جهت ارتقاء سطح دانش بافندگان در زمینه تکنیکهای مختلف بافت: امروزه نیز چون گذشته در نائین  بافندگان تنها آموزش نحوه بافت از استادکاران و بدون هیچ نوع دخل و تصرفی آنرا به کار می گیرند.  4. 2) عدم نظارت طراحان بر روند بافت: در نائین غالباً طراحان پس از طراحی هیچ نوع نظارتی برروند جریان بافت نداشته و عملاً ارتباطی بین اساتید طراح و بافنده وجود ندارد و این نکته با توجه به عدم آشنایی بافندگان با فرم و رنگ صحیح نقوش حساسی چون چهره، سبب بروز مشکلات عمده ای می گردد. 5. 2) نگرش اقتصادی صرف، نسبت به مسئله قالی در فرهنگ نائینی: بدین معنا که در این شهرستان عدم وجود زمینه های صنعتی، کشاورزی و دامپروری در سطح وسیع، سبب اتکاء اقتصاد منطقه بر هنر، صنعت قالی شده است و در چنین شرایطی تنها با وجود بازار فروش و ارزش افزوده به میزان لازم، دیگر  نیازی به ایجاد تحول درنقوش و سایر مراحل تولید ضروری به نظر نمی رسد.   - رنگبندی با وجود شاخص بودن طرح فرشهای نائین، اگر هویت واقعی این فرش را از آن رنگ آمیزی آن ندانیم، نقض غرض کرده اییم. این نوع رنگ آمیزی که عموماً به مدد قابلیت رنگ های طبیعی و گیاهی و به دست رنکرزان ماهر نائینی بر این فرش حاصل می شود، کاملاً از رنگ آمیزی فرش های سایر نقاط ایران، به خصوص فرش های رنگین عشایری و روستایی و نقوش پر و رنگ آمیزی متراکم فرش های تبریز و حتی اصفهان قابل تشخیص است. مشخصه های رنگ آمیزی فرش های نائین، که قسمت عمده ی شهرت خود را مدیون آن است، زمینه ی رنگی از نوع روشن و مات است که همراه با طرافت و دقت در بافت به نقوش متراکم و پر از پیچش سنتی، آرامشی شگفت انگیز می دهد. اگر این کیفیت را یکی از دلایل اصلی نفوذ فرش نائین در بازارهای جهان بدانیم، شاید تعبیر روان شناسانه ی این امر آن باشد که رنگ های زیبا و آرامش بخش و رؤیا گونه ی فرش نائین به نوعی در تعدیل هیجان های فرساینده ی زندگی امروز مؤثر است. با توجه به این که فرش نائین فاقد قدمت، یا حداقل مدارک مستندی است که دلایل این گونه رنگ آمیزی را توجیه کند، می توان این کیفیت را مدیون آرامش حسزت انگیزی دانست که در فضای این شهر کوچک احساس می شود. رنگرزی فرش نائین از درخشان ترین مظاهر کاربرد رنک های طبیعی و سنتی است و سهم بزرگی از شهرت خویش را مدیون این کیفیت است. با وجود این، باید اذعان کنیم که این فرش نیز، به دلایلی که دستاویز بسیاری از رنگرزان ناگزیر یا بی اطلاع است، در کارگاه ها و پاتیل های رنگرزی خویش را بروی انواع رنگ های شناخته و ناشناخته ی صنعتی گشوده است. شیوه ی رنگرزی با رنگ های طبیعی و سنتی با جزیی اختلاف، مشابه سایر مراکز قالیبافی است، که رنگرزی های سنتی دارند و با وجود برخی رنگ های شیمیایی که به صورت کمکی مصرف می شود، هنوز رنگ های طبیعی در منطقه غالب است. تعداد رنگ های مورد مصرف در فرش 11 رنگ اصلی و 4 رنگ فرعی، به شرح زیر است:   جدول 2. رنگ های فرش نائین رنگ های اصلی کرم یا نخودی، خاکی باز، خاکی سیر، قهوه یی، عنابی، نیلی (سرمه یی)، لاجوردی، آبی سیر، آبی باز (آسمانی)، لاکی، فیلی (موشی) رنگ های فرعی یشمی، ماشی، سبز، مسی (صورتی)   مواد اصلی طبیعی برای به دست آوردن رنگ، پوست انار، پوست گردو، روناس، اسپرک، برگ مو، قرمز دانه است و معمولاً رنگ نیل که صنعتی است برای رنگ های آبی و لاجوردی مصرف می شود. برای رنگ زرد از اسپرک و برای رنگ های سبز از اسپرک و نیل استفاده می شود. رنگ فیلی از پوست انار به دست می آید و رنگ نارنجی از ترکیب اسپرک با روناس حاصل می شود. رنگ قرمز دانه در گذشته كاربرى بسیار زیادی در فرش نائین داشته است و اکنون نیز تا حدودی، از آن به علت شهرتی که داشته استفاده می کنند. ماده ی کمکی در رنگرزی خامه های فرش، اسید استیک است (در گذشته از پوست لیمو، لیمو عمانی، و قره قوروت استفاده می شده است). زاج سفید برای دندانه به کار می رود. به علت گرانی و کمبود قرمز دانه، استفاده از نگ های شیمیایی به صورت کمکی یا اصلی، برای به دست آوردن رنگ لاکی رایج شده است، و دور از منطق نمی نماید که این زمان گرایش رنگ های شفاف و یاقوتی حاصل از قرمز دانه ی استفاده شده در فرش های گذشته ی نائین را به طرف قرمز قهوه یی، ناشی از این امر بدانیم.   شیوه کاربرد رنگها در ترکیب رنگی قالی نائین نام رنگ محل بکارگیری در ترکیب رنگی بژ (خاکی) سیر عمدتاً در بندها ونقوش و در نقشه های غلط به عنوان زمینه بژ (خاکی) روشن عمدتاً در حاشیه و بندها کرم (نخودی) زمینه قالی و بندها آبی روشن نقوش آبی سیر نقوش و زمینه قالی سرمه ای بندها و زمینه قالی قهوه ای بندها و نقوش فیلی (طوسی) بندها و نقوش عنابی بندها و نقوش لاکی زمینه قالی یشمی عمدتاً در نقوش و در نقشه های غلط به عنوان زمینه ماشی نقوش     بر اساس جدول زیر تا حدودی شیوه رنگبندی قالی نائین مشخص می شود.     رنگ زمینه لچک ترنج حاشیه طره کرم گوشه لچک عنابی و لچک دوم سرمه ای عنابی و سرمه ای خاکی روشن خاکی سیر یا آبی سیر لاکی گوشه لچک کرم و لچک دوم آبی سیر یا سرمه ای کرم و آبی سیر کرم آبی سیر یا خاکی روشن سرمه ای گوشه لچک کرم و لچک دوم خاکی کرم و خاکی خاکی روشن خاکی سیر آبی سیر گوشه لچک خاکی روشن و لچک دوم عنابی خاکی روشن و عنابی کرم خاکی سیر یشمی گوشه لچک خاکی روشن و لچک دوم عنابی خاکی روشن و عنابی کرم خاکی سیر   - ابعاد در نائین برخلاف بسیاری از مناطق دیگر کشور، قالی از ابعاد خاصی تبعیت ننموده و قالی این منطقه در اندازه های بسیار متنوعی تولید می گردد. چنانکه ملاحظه می گردد ابعاد در قالی نائین تابع هیچ اصل ثابتی نیست و این مهم یکی از خصوصیات فرش این منطقه است. با توجه به توضیحات مذکور تعیین رجشماری خاص جهت ابعادی معین (در قالی نائین) توسط طراح و بر روی نقشه غیر ممکن بوده و طراحان تنها براساس تهداد گره مورد نظر در عرض و طول قالی، ابعاد نقشه را تعیین می نمایند و حال تولید کننده می تواند نقشه  مذکور را براساس تقسیم بندیهای خاص خویش بر روی چله مورد نظر: 4لا، 6لا و با 9 لا پیاده نماید. بدین ترتیب طبق نقشه ای واحد محصولاتی با ابعاد و رجشمار و انواع گوناگون تولید می گردد و همچنین در هر یک از این انواع چله ها نیز با تغییر میزان تراکم تارها طبق سلیقه شخصی، می تواند با نقشه ای ثابت و یک نوع چله، قالیهایی با ابعاد و تراکم (رجشمار) متفاوت تولید نماید. ابعاد متداول فرش نائین ·         9060    ·         12090      ·         180120 ·         200120 ·         200130 ·         210130 ·         230150 ·         280170 ·         280180 ·         300200 ·         330220 ·         400300 ·         430300 ·         1000600   - توزیع جعرافیایی امروزه در بخشها و دهات حومه نائین از جمله تودشک که فرشهای مرغوبی در آن بافته می شود، دربرخی دیگر از بخشهای استان اصفهان از جمله اردستان و بیابانک و حتی مناطقی دورتر مانند طبس (استان خراسان) و قزوین فرشهایی با متابعت از طرح و تکنیک بافت نائین تولید و به بازارهای منتظر و مشتاق عرضه می شود. آنچه در روستاهای جنوبی و شرقی و شمالی نائین بافته می شود دقیقاً در گستره نفوذ فرهنگی فرش نائین است. هنگامی که این فرش از «خور» به سوی طبس و کاشمر و سبزوار حرکت می کند به نوعی رفتهرفته از کیفیت تهی می شود. در بافرون، جشوقان، تودشک ، زفره (در روستای مارشینان) و جندق فرشهایی مرغوب و با کیفیت عالی بافته می شود. اما در مناطق خور، اردیب، گرمه و مهرجان فرشها کیفیت نازتری می یابند. در مسیر خور به طبس نیز کیفیت فرش به علت استفاده از پشمها و رنگهای نا مرغوب و جفتی بافی پایین آمده است. در روستای فرخی نیز فرشبافی رواج دارد که قالیبافی آنها در حد متوسط است. اردیب و عروسان نیز قالیبافی متوسطی دارند ولی بهترین فرش منطقه از آن جندق است که در آنجا فرش ابریشمی نیز بافته می شود.   روستاهای اطراف نائین در مسیر نطنز، نظیر جشوقان چو، (گش کو، جوشقان کوچک)، رحیم آباد، ورزنه، حزن آباد، اوشن بادافشان، میلاجرد، کوشکویه سگزی ومزرعه شور عموماً قالیبافی وجود دارد. به موازات حرکت از طرف روستاهای خور در مسیر بیاذه، فقر طبیعی منطقه همراه با عوامل فرهنگی بر کیفیت بافت قالی اثر می گذارد که از آن نمونه می توان به پشم های نامرغوب و جفتی بافی اشاره کرد. در منطقه تودشک ، رنگرزی نیز رواج دارد، البته در سالهای اخیر استفاده از رنگهای شیمیایی همراه با قرمز دانه نیز در این مناطق رواج یافته است، که این امر می تواند یکی از دلایل گریش رنگهای شفاف و یاقوتی به دست آمده از قرمز دانه به سمت رنگ قهوه ای باشد.   - وضعیت فعلی در حال حاضر متأسفانه در سراسر ایران، قالی به سبک نائین تولید می شود. در نتیجه بررسیهای به عمل آمده، در زمینه علل این گستردگی به نتایج زیر رسیدیم: ·         تولید کنندگان نائینی: بدین معنا که به دلیل بالا بودن هزینه تولید در نائین (دستمزد بافندگان) تولید کنندگان نائینی برای به دست آوردن نیروهای کار ارزان قیمت، به سایر نقاط کشور مراجعه نموده و ضمن آموزش شیوه نائینی به آنان با صرف هزینه تمام شده، کمتر به ارزش افزوده بیشتری دست می یابند. این مسئله سبب آشنایی سایر مناطق کشور با شیوه قالیبافی نائینی و در نهایت تولید آن در این مناطق شده است. ·         محدودیت رنگ قالی نائین: به دلیل محدودیت رنگ قالی نائین، بافت آن نیاز به دقت زیادی (جهت تشخیص رنگها) ندارد و بافندگان مبتدی نیز دارای توان اجرای رنگبندی آن هستند. ·         به کارگیری قالیهای معمول و آشنا در نقوش قالی نائین: آشنایی نسبی سراسر کشور با نقوش معمول (با حساسیت بسیار کم) در قالی نائین سبب تسهیل در اجرای آن گردیده است. ·         ارزش افزوده: ارش افزوده قالی نائین نسبت به تولیدات سایر مناطق با شرایط یکسان، از میزان بالاتری برخوردار است و همین مسئله سبب گرایش نواحی دیگر به تولید این نوع از محصول گردیده است. ·         بازار فروش: در دسته بندی قالی نواحی مختلف ایران براساس میزان بازار فروش، قالی نائین (بخصوص در گذشته) از جایگاه خاصی برخوردار بوده و در نخستین ردیف های آن قرار می گیرد. گستردگی بیش از پیش فرش نائین سبب ایجاد شرایط و مشکلاتی در زمینه قالیبافی در سطح منطقه و کشور گردیده است، که عبارتند از: 1- عرضه بیش از تقاضا: در نتیجه تولید انبوه قالی به سبک نائین در سطح کشور، میزان عرضه این کالا بیش از میزان تقاضا شده و این امر سبب ایجاد مشکلاتی شده است که عبارتند از: ·         نزول قیمت محصولات: طبق اصول اقتصادی چنانچه عرضه یک کالا بیش از میزان تقاضا برای آن باشد، قیمت کالای مورد نظر کاهش یافته و این در شرایطی است که نرخ تمام شده محصول ثابت و چه بسا در بسیاری از موارد سیر صعودی داشته است. ·         از دست دادن بازارها: در نتیجه افزایش میزان عرضه و تکرار بیش از حد آن رغبت و تمایل خریداران محصول کاهش یافته و در نتیجه منجر به از دست دادن بازارها می گردد. 2- عدم توانایی تولید قالی اصیل نائین در سایر نقاط کشور: شرایط جغرافیایی منطقه نائین شامل آب و هوا، میزان رطوبت موجود در هوا، ترکیب شیمیایی آب وحتی پوشش گیاهی و جانوری منطقه، سبب ایجاد کیفیت خاصی در قالی نائین شده که دستیابی به این کیفیت در سایر مناطق جغرفیایی با توجه به تغییر شرایط مذکور غیر ممکن گردیده است. 3-نزول کیفیت محصولات: با بالا رفتن سطح کمی تولیدی محصول و عدم حضور کارشناسان تعیین کیفیت و مرغوبیت محصولات (در داخل و خارج از کشور) و عدم آشنایی خریداران با نحوه تشخیص مرغوبیت محصول و نیز با توجه به این نکته که تولید محصول مرغوب نیاز به هزینه اولیه و زمان بیشتر و در نتیجه قیمت تمام شده بالاتری دارد، سبب شده تا تولید کنندگان (با توجه به عدم وجود تفاوت قابل توجه در نرخ فروش) تمایلی به تولید محصول مرغوب (فرش اصیل نائین) نداشته باشند. و تمامی این مسائل در نهایت منجر به نزول کیفیت قالی نائین گردد.  
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:55  توسط نگارفرجام  | 

فرش تركمن

 

مقدمه:

 در قالی بافی ، فرش تركمن پدیده ی ویژه یی است . گاهی ممكن است فرش ایرانی با بافته یی از هند ، قفقاز ، آناتولی ، و حتّی دورتر از اینها اشتباه شود . اما در مورد قالی تركمن ، تقریباً چنین اشتباهی نمی شود . زیرا قالی تركمن برای خود چهره ای مشخص دارد . سرگذشت این قالی ناشناخته است زیرا كهن ترین نمونه های بازمانده ی آن دویست سیصد ساله هستند .

 بعلاوه ، عشایر معمولاً تاریخ نویسی ندارند ، و طبیعی است كه از سابقه ی یكی از ساخته های آنان اطلاع درستی نداشته باشیم . در همین بافته ها، با توجه به تنوع ایل ها ، قوم ها و تیره ها ، نقش ها و نقشه های متنوعی وجود دارد . اما این تنوع در قالی كنونی ایران از بین رفته و به كالایی یكدست و    بی تنوع تبدیل شده است .

 

 

 

تاریخ كهن فرش :

       به اعتقاد دانشمندان فرش شناس اروپایی، تمدن های باستانی مصر و آشور گهواره ی بافندگی فرش بوده است. از اشارات تورات، می توان پی برد كه قالی تا چه حد قدمت دارد. در فصل 26 كتاب هجرت ، مهاجرت بنی‎اسراییل از مصر، حضرت موسی از چگونگی آرایش داخل خیمه ها و استفاده از قالی سخن می راند. بر روی ستون یادبود سیاه رنگ شلمانصر دوم آشوری، كه در سده ی نهم قبل از میلاد، پادشاه یهودیه را شكست داد، در میان هدایایی كه توسط یاخوا، پسر خمری به شلمانصر تقدیم می شود، دوفرش بزرگ دیده می شود كه ریشه های بلند آنها از دو سوی میله یی كه دوبرده آن را بردوش می‎كشند آویخته است.

       ازمیان دانشمندان حاضر، سر جرج بردوود تاریخ فرش را به دقت موردمطالعه قرار داده است. به اعتقاد وی فرشتگان، دیوها، جانوران اسطوره‎یی و طرح های گیاهی كه در هنر كناره ی فرات یافت می شود منشأ نقوش فرش بشمار می آید و این طرح ها طی دوهزار سال متعاقب نیز مورداستفاده قرار گرفته اند. به علاوه وی اشاره می كند كه فرش های قفقاز، كردستان، و آسیای مركزی، بیگمان از نظر هم جزییات نقشه و هم هماهنگی رنگ با فرش های قدیم آشور و بابل همانند هستند.

       اگرچه از طرح های مزبور چیزی جز در قالب نقش برجسته باقی نمانده، لكن اشارات گوناگون در تورات بر همانندی فرش های كنونی آسیای مركزی و هندوستان با فرش هایی دلالت دارد كه در قصرها و معبدهای قدیم آشور و نینوا مورداستفاده قرار می گرفتند. ترتیب و تركیب بندی كلی نقشه ها و جزییات تزیینی فرش هایی كه ما هم اكنون در آسیای صغیر، ایران و تركستان می یابیم تكرار نقشه های آشوری و بابلی ست كه قدمت آنها به شش صدتا هزار سال قبل از میلاد باز می گردد.

       ژنرال شاوروف نیز محل تكوین فرش بافی را كناره ی رودنیل و دجله و فرات می داند و در كتاب خود به زبان روسی كه صنعت فرش در آسیای صغیر، نام دارد پس از تحقیق بسیار، این موضوع را مورد تأیید قرار می‎دهد. به اعتقاد وی مردمان این سرزمین ها، همراه با تحرك جمعیت و پیشرفت تمدن، صنعت فرشبافی را در كشورهای همجوار خود ترویج داده و حتی به سرزمین های خاوردور، هند. چین و ژاپن نیز منتقل كرده اند. بنیان باور وی بر این فرضیه قرار گرفته كه فرشبافی برای نخستین بار در مصر و آشور پدید آمده كه متخصصان آن كشورها را باستانی ترین مراكز تمدن می دانند. داده و آگاهی هایی كه ما در دست داریم برای بحث در باره ی


فرضیه های كلی در زمینه ی منشأ فرشبافی كافی نیست. شایدروزی در مورد سرچشمه ی افسانه یی تركمن ها در نزدیكی دریاچه ی ایشیق گل، منابع آگاهی دیگری در زمینه ی منشأ مردم و طرح های قبیله یی آنها به چنگ آوریم ـ این امكانی است كه پژوهندگان آینده نباید از خاطر دور بدارند.

       نظریه های گوناگونی در مورد منشأ نقش ها نوشته شده است. سمپر نویسنده‎ی آلمانی عقیده دارد كه هنرمند بدوی از راه بافتن الیاف گیاهان گوناگون آذینه را كشف كرد. وبهمین علت ست كه بافت نقوش ابتدایی هندسی شكل هستند. امكان دارد این فرضیه در بعضی موارد درست باشد.ولی باتوجه به تمدن بدوی بومیان جزایر اقیانوسیه، می توان به طرح هایی ـ خاصه آنهایی كه بر روی چوب و استخوان ترسیم و حك شده اندـ برخورد كه، فرضیه بالا را تایید نكند. كارل فن اشتاین دركتاب خود به نام نشانه ها و آذینه های پیش از تاریخ اظهار عقیده می‎كند كه اشكال مستطیل و هشت‎ضلعی كه مبنای اذینه های بدوی را بوجود می‎آورد درحقیقت جز انعكاس لانه ی لك لك نیست. بهرحال بعیدبودن یك چنین اندیشه ی انتزاعی از انسان ابتدایی، فن اشتاین را از ارایه ی نظر مزبور باز نمی‎دارد. “ری اگل” در كتاب فرش های باستانی شرقی نظر سمپر را در مورد ناشی شدن آذینه‎های هندسی از امر بافتن مردود می داند، و بدوی بودن آن را طرد می‎كند. وی تاكید می ورزد كه نقش و طرح فرش گره دار به روش بافتن و تولید آن بستگی دارد. به نظر او بافت پلاس صورت ابتدایی هرنوع بافته است و امكان نداشته در طرح و نقش آن، خطوط موازی طولی، اعم از كوتاه یا بلند وجود داشته باشد.اما این كار در مورد فرش های گره دار بسیار آسان ست. بطوریكه ری اگل دریافته به علت عدم وجود نمونه یی از فرش، بررسی و تبیین تاریخ آن پیش از قرن پانزده یا شانزده میلادی میسر نیست. درحالیكه كار اباچك به توصیف یك قالی سوزن دوزی می پردازد كه به قرن چهاردهم میلادی تعلق دارد. ری اگل انتساب نقش هایی را كه از گل و بته و خطوط منحنی تشكیل شده اند به قبیله هایی اریایی، و طرح های هندسی را به


قبیله های تركمنی مردود می شمارد. او ترجیح می دهد این گونه تقسیم بندی به جای آنكه برمبنای منشأ نژادی بعمل آید، باتوجه به منطقه ی جغرافیایی صورت پذیرد. یعنی آنها را باید به فرش های ایرانی و فرش های ازمیر و باز فرش ایرانی را به نوبه خود به ایرانی و ایلاتی تقسیم كرد. البته امكان این‎گونه تقسیم بندی وجود دارد ولی باید اذعان داشت كه بی ضابطه ست و ما را به هیچ روی به شناخت مساله ی عمده ی ارتباط بین آذینه و نژاد نزدیك نمی كند. البته مشكل بتوان وجود یك رابطه ی كلی بین سبك و نژاد را انكار كرد. ری اگل معتقدست كه نمی توان در مورد فرش های چادرنشینان از یك آذینه ی ملی سخن گفت. به گفته ی او آذینه های این فرش از بازی خط، و تقلیدی ابتدایی از طبیعت با اشكال كاملاً هندسی ـ از قبیل مستطیل، لوزی، چندوجهی، و اسب ها و بزها ـ تشكیل شده كه جملگی با درختان و اشكال ساده شده ی جانوران درآمیخته اند.عقیده ری اگل درباره ی فرش، به ویژه در مورد فرش هایی كه وی منسوب به قبایل می داند، در مظان تردید قرار دارد. آیا این دانشمندان آگاهی و مدارك كافی در دست داشته كه او را به یك چنین حكم قطعی رهنمون شود؟ بی شك وی باید می دانست كه قبایل چادرنشین دارای نژادهای گوناگون هستند و در نتیجه فرش های آنها، هم از نظر رنگ آمیزی و طرح، و هم از نظر فن بافت از یكدیگر متمایزند. ازهمین روست كسی نمی تواند فرشی را به عنوان نمونه ی فرش ایلاتی معرفی كند.

       دراینجا به نظر می آید كه نتیجه گیری بردوود نیز كه نقش هندسی را، در مقایسه با نقش منحنی، نشانه ی فرهنگی عقب افتاده و ابتدایی می داند مبنای درست ندارد. در ابتدا امكان دارد چنین بنماید لكن در تمامی موارد كاربرد و مصداق نمی یابد. اگر ما به نقش های شكوهمند جوال های تركمن، همراه با نوسان‎های فوق العاده و هماهنگی یكتای رنگ هایشان، بنگریم و آنها را در قبال شرایط اسفناكی كه ساكنان شنزارهای آسیای مركزی درواقع هم اكنون در آن زندگی می كنند قرار دهیم ناگزیر از پرسش یك سؤال از خود می‎شویم: این شناخت ظریف زیبایی طرح ها، و این ذوق گزینش رنگ ها، نزد مردمی كه تا بدین حد تمامی خواست های دیگرشان درباره ی زندگی ساده است ازكجا سرچشمه می گیرد؟ آیا فرش های تركمنی دال براین نیست كه نمونه های باستانی آنها، در یك فرهنگ شكوفا و شهری آفریده شده بود، و برای زینت بخشیدن به تالار كاخ‎ها معابد مورد استفاده قرار می گرفت؟ آیا نمی توان پذیرفت پس از سقوط. این سرزمین ها قبایل آنها ناگزیر از تغییر شیوه ی زندگی خود از شهرنشینی به چادرنشینی شده و با ترك آن نواحی راه تازه یی در زندگی پیشه كردند؟ شاید وجه تبیین كاملا مغایری وجود داشته باشد. آیا این مردم چادرنشین در تاخت وتازهای خود به سرزمین‎های همجوار، زنان شهرنشین را با دستمزد اندك به اسارت می گرفتند و از آنها برای بافتن فرش طبق طرح هایی كه به سرزمین های اصلی شان تعلق داشت، استفاده می كردند؟ امكان دارد هر دو فرضیه درست باشد، بلكن باید خاطرنشان ساخت كه آگاهی های ما برای نتیجه گیری كافی نیست. بهرحال حس آفرینندگی طبیعی و زیبایی شناسی ما حكم می كند كه این گونه طرح‎های هندسی شكوهمند را نشانه ی تمدنی ابتدایی بشمار نیاوریم. اگر انسان یك جوال تركمنی را با یكی از فرش های خوب ایرانی كه دارای آذینه‎های غنی‎ست مقایسه كند، مسلما دچار تردید خواهد گشت كه آیا قوه ی خلاقیت در تقلید از دنیای گیاهان و جانوران را برگزیند. یا چیره مندی اندیشه‎های انتراعی و هندسی را ـ گرچه گویی دومی ارجح می نماید. فرش‎های تركمنی، پس از ظهور اسلام وگسترش آن درآسیای مركزی، گویا تحت تاثیر دین و فرهنگ عرب قرار گرفت كه مصورساختن بودنی های زنده را نهی می كرد. لكن بعید به نظر می رسد كه اعراب در هنر قالی بافی به مثابه هنر سفالگری پیشگام بوده باشند. در اینجا كافی‎ست اشاره كنیم عرب هایی كه در آسیای مركزی زندگی می كنند از فن بافندگی اطلاعی ندارند. مگر در ده نو كه نزدیك بخاراست. باید خاطرنشان ساخت كه طرح های آنها منحصر به خودشان ست و هیچگونه شباهتی بانقش های تركمنی ندارد.

       در فرش های تركمنی، ما به یك منبع زیبایی شناسی از كار و تلاش گروهی برمی خوریم كه طی نسل های متوالی گردآمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در كمین این بازمانده های گرانبهای زمان های دوردست و كهن باشد همانا شرایط تمدن و تاراجگری زندگی كنونی ماست كه یكایك زیبایی ها را به بی شكلی و نابودی می كشاند.

       پژوهش ما در اینجا بطور اخص به آذینه بندی تركمن های ساكن ماورای خزر و قسمتی از بخارا و افغانستان مربوط می شود. این پژوهش فرش های تركمن هایی را كه به ایران و تركیه كوچ كردند در بر نمی گیرد. فقط در این رهگذر باید خاطرنشان سازیم كه به گفته ی شاوروف تركمن های آسیای‎صغیر به قالی بافی اشتغال دارند و به زندگی كوچواره در نقاط گوناگون ادامه می دهند. این عده در نزدیكی بروسه در كوه پایه ی المپ به بافتن فرش های كوتاه پرز از پشم بز و گوسفند می پردازند.در منطقه ی غربی خان نشین(مستشرفلیق) بقا واقع در نزدیكی دارد قبیله ی تركمن یوروخ به بافتن فرش هایی اشتغال دارند كه به همین نام معروف است. بالاخره شهرهای كرشهر و موجور در استان (سنجر) كرشهر نیز از مراكز مهم قالی بافی تركمنی بشمار می‎آیند.

       اگر انسان فرش های ماورای خزر بخارا و افغانستان (از قبیل آنهایی كه به پنده، یموت، بشیر، كارشی، قزل ایاق، و ارساری و دیگران تعلق دارد) را با فرش های ایرانی و هندی و ختن (تركستان غربی چین) مقایسه كند به تمایز بارز هم رنگ و هم طرح آنها پی می برد. تشخیص و تمیز این گروه ها نیاز به تجربه ی زیادی ندارند. طرح سوزن دوزه های سارت ها در بخارا كاملا از نقش فرش ها متمایزست و خطوط منحنی آذینه های آنها عمدتاً نمایشگر گل و بركت هستند.

       هدف اصلی ما در اینجا پژوهش درباره ی فرش منطقه ی مركزی یعنی نقاطی كه آذینه بندی هایی از گونه ی هندسی مورداستفاده قرار می گیردـ شیوه مورداستفاده ی تركمن های ماورای خزر و همچنین مطالعه ی فرش‎های بخارا و افغانستان ست. فرش های خوكند(خوقند) بویژه فرش هایی كه ریشه‎ی قرقیز داشته و به منطقه ی مركزی متعلق هستند طرح های هندسی دارند، لكن طرحهای آنها خالص نیستند و مانند فرش های اندیگان غالبا با خط های منحنی تركیب شده اند. این خصیصه به تاثیر چین غربی اشارت دارد.

       دراینجا باید توجه داشت كه آذینه بندی فرش های قفقاز شباهت به فرش‎های ایرانی و تركمنی دارد. همچنین تشابهی بین آنها و قالیچه های كردی و تركمنی كه بافتی یكدست دارند نیز وجود دارد. اینكه آیا شباهت مزبور ناشی از عاریت گرفتن یا تاثیرپذیر دیگری ـ به عنوان مثال، مهاجرت پیاپی قبایل جنوب از راه قفقاز به شمال ـ بشمار می آید. مساله یی ست كه فقط پس از مطالعه ی دقیق و بررسی تطبیقی حل می شود.

هنر سالورها و انتقال آن به ساریخ ها :

       سالورها هنر خود را به ساریخ ها منتقل كردند و خود تقریبا بطور كامل كار بافندگی را كنار گذاشتند. ساریخ ها نیز به نوبه ی خود این هنر را در میان تكه ها رواج دادند.

       بطوریكه شنیده ام، می گویند دلیل ترك فرشبافی سالورها این بوده كه خان های ایرانی كه به تازگی ارباب آنان شده بودند، نفیس ترین فرش های این قبیله را ضبط كردند و این امر كمابیش باعث شد تا آنها دست از كارسنتی خود، كه همانا فرش بافی بود، بشویند. به اعتقاد میخایلوف تولید فرش در میان قبیله های مختلف به ترتیب گوسفندان خارچین كه در این دشت ها دارای نژادی اعلاست ولی در مراتع كوهستانی پرورش نمی یابد، بستگی دارد.

       قبیله هایی كه از دشت ها به كوهستان كوچ كردند و به تربیت نژاد كوهستانی گوسفند پرداختند ناگزیر هنرسنتی فرشبافی خود را از دست دادند. معهذا، “گل سالور” هنوز هم یك آذینه ی اصلی بجامانده كه نه تنها ساریخ ها، كه جانشین سالورها شدند، از آن استفاده می كنند، بلكه اكثر تكه‎ها، خاصه تكه های مرو، نیز آنرا به كار می برند.تكه هایی كه در آبادی‎های عشق آباد و تجن سكنی دارند نیز از همان طرح بهره می جویند. فقط با این تفاوت كه طرح مزبور زیر تاثیر یموت ها به نحو خام دستانه یی تغییر یافته است. جزییات و ریزه كاری های گرداگرد گل هفت یاهشت وجهی یموت از گل سالور پیچیده تر ست. گاهی هم طرح هایی به سبك كاملا تازه، از قبیل نقش عقاب یا صلیب ساده شده (استیلیزه). جایگزین گل مزبور می‎گردد. برخلاف دونوع كلی كه در بالا ذكرشد، گل هشت ضلعی از ساری بزرگتر و ساده ترست و بطورقرینه بر زمینه ی یكرنگی كه دامنه ی از زرد تا قرمز پررنگ در نوسان ست قرار گرفته است.

       تفاوتی كه بین فرش های گروه سالور و یموت وجود دارد این ست كه اندیشه ی اولی هنری تر و جزییات آن كاملترست و گونه گونی نقش در آن كمتر بچشم می خورد. طرح های عمده ی دیگری نیز وجود داشت لكن ما موفق نشدیم نقوشی جز آنهایی كه در تصاویر1،2،3،6،7،8،9و10 این كتاب عرضه شده، نقش دیگری در جوال ها و توبره بیابیم. در گروه یموت تنوع بیشتری وجود دارد كه توصیف انواع این گروه را دشوار می سازد

       بطوركلی نقش های تركمنی تاكنون مورد مداقه‎ی گسترده قرار نگرفته، و حتی متخصصانی چون “ری اگل” تمامی فرش های آسیای مركزی را، همانطور كه در بالا هم ذكرشد، تحت عنوان “فرش های ایلاتی” گنجانده اند. به اعتقاد وی، كلیه ی فرش های ایلاتی در گروه آسیای صغیر جای دارند و ویژگی آنها طرح های ساده و ابتدایی ست. وی در پی پژوهش های خود می‎افزاید كه این گونه فرش ها در سرتاسر داغستان روسیه، دشت های تركمن، بخارا، و تركستان پراكنده اند. به نظر او در مورد فرش های ایلاتی نمی توان سخن از یك طرح ملی راند، زیرا آذینه و نقش“فقط بازی خط ها و تقلید ابتدایی طبیعت ست.” باتمام احترامی كه برای ری اگل قایل هستیم باید اذعان كنیم كه استدلال او حاكی از دانشی سطحی در زمینه ی این مساله است.ما نمی توانیم از مردمان چادرنشین بطور كلی سخن برانیم و قبایل و گروه هایی آشكارا متفاوت چون تركمن، كرد و قرقیز را در یك مقوله واحد طبقه بندی كنیم. نه فقط تمیز این مردمان از یكدیگر، بل مطالعه تیره های مختلف تركمن كه شامل سه گروه فوق الذكر می شوند نیز ضرورت می یابد. طرح ها را خود این مردمان ـ و دیگر كسانی كه با این امر آشناهستند ـ برحسب نقش اصلی طبقه بندی می كنند و آن را گل می نامند. این گل ها همان شكل های مستطیل، شش وجهی و هشت وجهی هستند كه زمینه، یامتن، فرش های تركمن را اشغال می كنند. هر یك از گل ها نامی ویژه مانند، گل سالور، گل ارساری، گل یموت و گل چادور و غیره دارند.

       گروه سالور قبایل زیر را شامل میشود: سالورها، ساریخ ها، تكه های مرو، و بخشی از عاقل ها، دالی ها و قزل ایاق های ارساری.

       گروه یموت قبایل یموت، اوغورجالی، چادور، ایغدیر، عبدال، خواجه‎ها(اعراب)، و گوكلن ها را در برمی گیرد. گروه ارساری مركب از قبایل بشیر، شاكر، بوردالیك، آل علی، تونت چه، توپ چه و دیگر ارساری هایی‎ست كه در مرز روسیه و بخارا و افغانستان در امتداد آموی دریا و قره قالپاق زندگی می كنند. در هر یك از این گروه ها طرح های خاصی برای جوال، توبره و دیگر بافته های گره دار یا پرزدار چون نوار چادر، قالیچه سجاده‎یی (نمازلیك)، خورجین و غیره درنظر گرفته شده است. طرح های جوال و توبره را اصالت و سبك آن ها مشخص می سازد. برای بافتن آن‎ها، به دلایلی كه هم اكنون ذكرشد و نقش خصوصی و مهمی كه درزندگی تركمن ها بازی می‎كنند، وقت زیادی صرف می شود.

دختران تركمن :

       دختران تركمن بافندگی را از كودكی آغاز می كنند تا بدینوسیله جهیزیه خود را برای سال های متعاقب زندگی فراهم آورند، زیرا تهیه و تدارك جهیزیه یكی از ویژگی دختران تركمن بشمار می آید. مادران درصدد تهیه‎ی جوال ها و توبره های گوناگون برمی آیند تا جهیزیه ی دختران خود را، هنگامی كه به سن بلوغ می رسند، در آن ها قرار دهند. بدینسان به خوبی و آسانی می توان میزان عشق مادری و اوقاتی را كه به منظور تامین خوشبختی آینده ی دختران خود مصروف كرده اند دریافت. از همین روست كه حداكثر مهارت و زیبایی درهمین جهیزیه های كوچك بكار می رود نه در قطعات بزرگ.

       این رسوم متعارف كه برحسب دختران تركمن، طی سالهای متمادی، تحت راهنمایی مادران خود، فن بافندگی فرش و شناخت نقش های سنتی گوناگون آن را فرا می گیرند باعث شده تا هنر بافندگی ازنسلی به نسل دیگر منتقل شود.

آنچه تركمن ها تولید می كنند به شرح زیرست:

1- كوچمه یعنی نمدسفید یا خاكستری رنگ كه به منظور پوشش اسب(عرق‎گیر)، زین و پوشاندن دیوارهای چادرها و مصارف دیگر مورداستفاده قرار می گیرد. كوچه های تیره رنگ را برای مفروش كردن كف چادرها بكار می برند و این نمدها گاهی دارای نقشه های زینتی هستند. تركمن ها سالانه حدود شصت هزار كوچمه تولید می كنند كه بهترین آنها به قبایل یموت تعلق دارد.

2ـ پالاس(پلاس)، یعنی قالی های بدون پرز، و فرش های گره دار كه مخملی یا ماهوتی نیز نامیده می شوند. تقسیم بندی فرش های گره دار برحسب اندازه آنهاست. طول قالی های بزرگ اغلب به شش آرشین (5ر6) هم میرسد.فرش‎های متوسط شامل انسی است كه درجلوی در ورودی چادرها می آویزند و قالیچه های كوچك كه نمازلیك (سجاده یی) نامیده می شود و برای نماز از آن استفاده می كنند.

3ـ خورجین (توبره) كه جداربیرونی آن به گونه فرش بافته می شود. نوع بزرگ آن را جوال و نوع كوچكش را توربا (توبره) می خوانند. بهترین نوع جوال و توبره به پنده و مرو تعلق دارد كه بخشی از نقش آنها با ابریشم و باقی با پشم گوسفند بافته شده است.

4ـ نوارهای منقوش كه برخی دارای نقشه های پرزدار یامعروف به برجسته و برخی بدون پرزست و از آن ها برای پیچیدن نمد به دور چوب بست چادرها استفاده می كنند. پهنای این نوارها بین 18 تا 25 سانتیمترست و درازای آنها به 15 متر نیز می رسد.

5ـ خورجین، و قالیچه های كوچك با اشكال خاص، كه از آنها برای تزیین مدخل چادرها استفاده می شود و همچنین گردن بندهای زینتی برای شتر و غیره.

تركمن ها منطقه ی ماورای خزر سالانه بطور متوسط تعدادهزار پلاس ـ كه بهترین آنها متعلق به ایل یموتست ـ یكهزار و پانصد قطعه فرش ـ كه بهترین آنها به منطقه پنده، مرو و قزل ایاق تعلق دارد ـ در حدود سیصدنوار، كه بهترین آنها متعلق به مروست؛ و در حدودهفت هزارجوال، توبره، خورجین و اشیای كوچك دیگر برای خود تهیه می كنند.

لالایی قالی باف تركمن :

آبادان[1] بر بلندی نشسته، می خواند.

و به افتخار تركمن قالی می بافد.

بر كوهپایه ها ، ردپای گورخران[2]

و در خانه ی كوچك ترین برادر،

گلی قرمز برقالی

لالایی، لالایی

لالا كن فرزند دلبندم

گل من ، گلی كه ماهی یك قالی می بافد،

و كناره ی قالی اش، جای ده سرانگشت اوست[3] ،

در میان گل ها، به لاله می ماند

به قرمز دانه[4] می ماند

لالایی ، لالایی

لالاكن فرزند دلبندم.


 

فرش تركمن :

       فروش نامی آشنا در عرصه هنر و صنعت و پدیده ای زیبا، باارزش و منحصر به فرد است كه هر تار و پودش، حكایت از درد و رنجهای دیرینه دارد، تار و پودی كه با دستهای هنرمندان قالیباف آشناست، دستهایی كه به تار و پود فرش جان می دهند و نقش خاطره را بر تابلوی زیبای زندگی حك می كنند.

فرهنگ قالیبافی :

     قالیبافی فرهنگ ویژه خود دارد هنگامی كه بافندگان شروع به بافتن نخستین گل قالی نمودند ابیات ویژه ای را میخوانند.

درموقع شانه زدن نغماتی به این شرح :

چالنیگ، چالنیگ نخنیرلار، اوز اوی میزنگ ساغلیغنا،

اوز اوی میزنگ ایچنده، اوزدا دمینگ ساغلیغنا،

اوزداد كلینگ باش اوغلی، آق بالیق لی آش اوغلی

چال چال ، چال چال ؟

ترجمه : شانه بزنیم دختران، بزنیم به سلامتی خودمان، درخانه مان به سلامتی پدرمان و برادر بزرگمان كه یاور پدرمان است، بزن، بزن؟

اگر شخصی موقع قالیبافی نزد بافندگان بیاید، بافنده ها مقداری نخ به بازوی او می بندند آن شخص هم شیرینی یا كادو برای بافندگان هدیه می آورد.

     اگر درموقع بافتن تارهای قالی پاره شود، مقداری نخ سیاه و سفید را بهم بافته (آلاجایوب) را با نمك و زغال درون پارچه ای بسته به قسمت جلوی قالی می بندند.

تار و پود زندگی :

       عمده ترین صنایع دستی در استان گلستان، فرش بافی است كه بیشتر در بین زنان تركمن رایج است. هرچند كه نمی توان مشخص كرد كه فرش اولین بار در كجا و در چه شكلی و در چه سالی بافته شده اما تردیدی نیست كه قالیبافی در میان مردم گله دار پیدا شده و رشد كرده است. این هنر كه فعالیتی خانگی بوده هنوز هم برقرار است و كم و بیش به همان صورت در مناطق روستایی و عشایری مشاهده می شود. هدف اینگونه فعالیت هنری خانگی، گاهی برای ابراز هنرمندی و لیاقت و استعداد شخصی است كه دختران، فرش زیرپای خود وهمسر آینده خویش را خود ببافند و به عنوان هنردستی با خود به خانه شوهر ببرند، اما بیشتر اوقات هنرقالیبافی خانگی، تولید كالایی برای مصرف شخصی و یا در صورت لزوم ایجاد درآمد تكمیلی است. درحال حاضر استان گلستان یكی از قطبهای مهم تولیدكننده فرش تركمنی، قالیچه، قارچین، گلیم، نمدبافی، گل دوزی، سوزن دوزی، ابریشم‎دوزی بر پارچه، زیورآلات تركمنی، ساختن آلات موسیقی، سبدبافی، ریسندگی و بافندگی الیاف، پارچه بافی و تولید وسایل چوبی است كه در ادامه به معرفی فرش تركمن می پردازیم:

       فرش قدیمی ترین سمبل هویت فرهنگی تركمن هاست وتركمن مهد هنر فرش بافی می باشد. راه زندگی تركمن با اسب هموار شده است و هنر قالی بافی كتاب تاریخ و حدیث عشق و تلاش آنان است. كهن ترین فرش بدست آمده از دره پازیریك ( حدود مرزی مغولستان، سیبری و چین) تا چندسال قبل از میلاد قدمت دارد و درمتن آن 24 گل وجود دارد و به تعبیری می‎تواند حكومت تركمنان سلجوقی (522ـ428 هـ . ق) به جهان معرفی شد. فرش تركمن زاده ذهن خلاق و اندیشه جستجوگر و دستهای آفریننده مادر می‎باشد. او با دست های هنرمندش فرش را زمینه ساز و جلوه گر اندیشه‎اش نمود. او در هر گروه تمامی احساس و عواطف و عشق مادرانه اش را به دخترش و مردم تركمن به ودیعه نهاد و در پایان اثری از انگشتان خسته و خونبارش برای زینت بخشیدن به قالی و اثبات حضور خود در میان جلوه‎های گوناگون یافته اش نمادی به نام فرش از سرانگشت خونبارش به یادگار باقی گذاشت. در بررسی شكل و قالب فرش تركمن شاهد وجوه مشتركی بین آن و سایر دستبافتهای شرقی مانند افغانها، ازبكها و سایرین خواهیم بود. قابل ذكر است كه پی گیری ردپای آزینه های اقوام آسیای میانه و ویژگیهای هنری عشایری تركمن می تواند شواهد و مداركی مستدل برای شناخت ارتباط و شاید اشتراك میان قبایل مختلف و همین طور تركمنها با سایر قبایل و عشایر كوچنده به دست دهد. عناصر سازنده قالی تركمن عبارتند از گلهای بزرگ و كوچك در صفحه مركزی و حاشیه های موازی كه در ردیف های منظم قرار گرفته اند، طرحهایی از اشكالی گیاهی و عناصری از تمفاها، نمادی از پرندگان شكاری محافظ قبیله كه پرستیده می شدند(توتم) و گل نشان علامت خاص هر طایفه، نقش و نگار بافته های سالورها، ساریق ها، ارساری ها، یموت و تكه ریشه مشترك اقوام تركمن و شباهت آن و تفاوتهای این نقش و نگارها ویژگیهای هر طایفه را نشان می دهد، هركدام از طوایف تركمن اشكال را ابداع كردند منجمله :

1ـ طوایف تكه ، ماری گؤل

2ـ طایفه یموت، قاپسه گؤل، درناق گؤل، آینه گؤل

3ـ طوایف ارساری، گلی گؤل.

4ـ طوایف ساریق، ساریق گؤل

5ـ طوایف سالر اونگقرقه گؤل

       كه بر روی هم 811 نقش فرش تركمن با نام موجود می باشد، هرچندگفته شده كه در اصل 1133 نقش وجود دارد.

       پرآوازه ترین قالیهای تركمن كه در بازارجهانی خواستار زیادی دارد قالیهای دارای نقش و نگار تكه، قالیهای سالوری گؤل است. قالیهای یموتی هرچند از نگاه زیبایی دست كمی ندارند ولی كمتر شهرت دارند و نقش و نگار و رنگهای آنها با آنچه كه در بالا آمد تفاوت دارند. چنانكه و.گ موشكوا قالی‎شناس نوشته است نقش و نگار تركمنی به رغم تفاوتهای محلی و قبیله‎ای، دارای سبك یگانه ای است. همسانی نقش و نگارها همواره اقتباسی ساده نیست. اینها اغلب نشانه های پیدایش مشترك گروههایی هستند كه امروز قبیله ای مستقل هستند و یا نشانه های اتحاد چندین گروه هستند. این هماهنگی ها رامی توانیم در نقش و نگار تكه ها، یموت ها، ارساری ها، ساریق‎ها بیابیم كه بنابر شواهد تاریخی دارای پیدایش مشتركی هستند، اما پابه پای ویژگی های مشترك در نقش و نگارهای قالیها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:51  توسط نگارفرجام  |